زندگی به زبان رایانه

1.در زندگی با دیگران نرم افزار باشیم نه سخت افزار

2.در سایت زندگی ، همیشه لینک mahabbat  داشته باشیم و هیچ گاه برای این سایت فیلتر نگذاریم

3.برای پسوند فایل زندگی اجتمای و خانوادگی ، از سه کاراکتر <ع> ،<ش>، <ق> استفاده کنیم.

4.هیچ گاه قفل سی دی قلب مردم را نشکنیم، که تا توانی دلی به دست آور  دل شکستن هنر نمی باشد

5.چنانچه در کاری شکست خوردیم آن را shutdown  نکنیم بلکه آن را رستارت کنیم

6.برای مانیتور زندگی مان بک گراند (background ) آبی در نظر بگیریم نه سیاه  یا دودی

7.برای سیستم قلب مان از مانیتور های تخت و صاف (Flat  ) استفاده کنیم

8.روی کلیدهای عیب کیبورد خودمان انگشت بگذاریم نه روی کلیدهای عیب کیبورد دیگران

9.برای فایل های اسرار زندگی مان پسورد(passwod ) بگذاریم و آن را مخفی (hidden ) کنیم.

10.همواره پیش از سخن گفتن سی پی یوی فکرمان را به کار بیندازیم.

11.در صفحه مشکلات مردم کلید F1  باشیم و آنان را کمک و راهنمایی (Help ) کنیم

12.برای باغ زندگی مردم windows  باشیم نه dos !!

13.اگر از کسی بدی و کم لطفی دیدیم ،آن را save  نکنیم بلکه آن را delete نماییم و حتی از ریسایکل بین ( recycle bin) قلبمان کاملا محو کنیم

14.به دیگران اجازه ندهیم در CD Ram  زندگی مان هر نوع سی دی که بخواهند قرار دهند

15.خانه و دفتر کارمان به روی مردم نیازمند open  باشد.

16.برای حل اختلافات زناشویی روی گزینه گذشت و ایثار دابل کلیک (double click ) کنیم.

17.تا حرف کسی تمام نشده اسپیکر خود را روشن نکنیم.

شرح الوقایع ترم اول ( قسمت سوم امتحانات )

امتحانات ترم اول ما هم به هر ترتیبی بود گذشت . حالا نمرات هم اومده !!!!
یه سری نکات که در طول امتحانات شاید خیلی از ما ها تجربش کرده کرده باشیم !
ادامه نوشته

یک اهنگ خاطره انگیز

 

اهنگ خونه مادر بزرگه

download

 

شرح الوقایع ترم اول (قسمت اول شرح حال استادا !)

چهارم مهر سال 1388 خورشیدی وارد دانشگاه شدیم . شاید آرزوی همه ما قبول شدن در دانشگاه های شهیدبهشتی و تهران بوده که سر از بابل در آوردیم ولی فکر کنم آرزوی همه ما قبول شدن در رشته دندانپزشکی بوده که همین طور هم شد .

خلاصه وارد دانشگاه شدیم . حالا این دانشگاهی که میگفتن و دل مارو وقتی پشت کنکور بودیم آب میکرد چی هست ؟

ادامه نوشته

بدشانس ترین انسان های دنیا

توتوما ياماگاتچي : در زمان جنگ جهانی دوم اولين بمب‌هاي اتمي تاريخ بر روي شهرهاي هيروشيما و ناكازاكي انداخته شدند و ياماگاتچي در زمان هر دو بمباران اتمي، در اين دو شهر حضور داشت.

روي ساليوان : هفت بار دچار صاعقه‌زدگي شده است .

آن هودجز : تكه‌اي از يك شهاب سنگ سقف خانه او را سوراخ كرد و دقيقاً با او كه بر روي مبل دراز كشيده بود برخورد كرد.

متن کامل در ادامه مطلب

ادامه نوشته

آلبرت انيشتين شيعه بود؟

 گواه حضرات آيات عظام ، شيخ لطف الله صافي گلپايگاني و شيخ علي صافي گلپايگاني که از شاگردان مرحوم آيت الله العظمي بروجردي بودند ؛  فيزيکدان و رياضي دان بزرگ جهان،  آلبرت انيشتين به دست آيت الله العظمي بروجردي به آئين تشيع گرويده و بنا بر دستور معظم له  از بيان اين مطلب تا اواخر عمر خود به دليل حفظ جانش ، خودداري کرده است.
در گوشه اي از اين نامه به آيت الله بروجردي که توسط آلبرت انيشتين نوشته شده است آمده است :
 Herzliche Gru``&e von Einstein ( سرآغاز نامه )
 با صميمانه ­ترين سلام­ها از اينشتين محضر شريف پيشواي جهان اسلام جناب سيد حسين بروجردي. پس از 40 مکاتبه که با جنابعالي بعمل آوردم اکنون دين مبين اسلام و آئين تشيع 12 امامي 1 را پذرفته­ ام / که اگر همه دنيا بخواهند من را از اين اعتقاد پاکيزه پشيمان سازند هرگز نخواهند توانست حتي من را اندکي دچار ترديد سازند! اکنون که مرض پيري مرا از کار انداخته و سست کرده است ماه مرتس ( مارس) 2از سال 1954 3 است که من مقيم آمريکا و دور از وطن هستم.

متن زير را بصورت کامل مطالعه بفرماييد. حقيقت امر برايتان روشن خواهد شد علاوه بر اينکه دو مرجع بزرگوار نيز بر اين امر گواه بوده اند .

ادامه نوشته

دست نوشته ای از مهاتما گاندی

ادامه نوشته

شیخ تنبل

بعد از اخرین ملاقات استاد فارسی یادم اومد برای این استاد عزیز متنی ننوشتم ! برای اینکه استاد از من ناراحت نشه گفتم یه متنی آماده کنم ! هرچند کوتاه


ادامه نوشته

زلال که باشی آسمان در توست!

 

پرسيدم ...

 

چطور ، بهتر زندگي کنم ؟ 

با كمي مكث جواب داد :

گذشته ات را بدون هيچ تأسفي بپذير ،

با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،

و بدون ترس براي آينده آماده شو .

ايمان را نگهدار و  ترس را به گوشه اي انداز  .

شک هايت را باور نکن ،

وهيچگاه به باورهايت شک نکن .

زندگي شگفت انگيز است ، در صورتيكه بداني چطور زندگي کني .

پرسيدم ،

آخر .... ،

و او بدون اينكه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :

مهم اين نيست که قشنگ باشي ... ،

قشنگ اين است که مهم باشي ! حتي براي يک نفر .

كوچك باش و عاشق ... كه عشق ، خود ميداند آئين بزرگ كردنت را ..

بگذارعشق خاصيت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسي .

موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن ..

داشتم به سخنانش فكر ميكردم كه نفسي تازه كرد وادامه داد ... :

هر روز صبح در آفريقا ، آهويي از خواب بيدار ميشود و براي زندگي كردن و امرار معاش در صحرا ميچرايد ،

آهو ميداند كه بايد از شير سريعتر بدود ، در غير اينصورت طعمه شير خواهد شد ،

شير نيز براي زندگي و امرار معاش در صحرا ميگردد ، كه ميداند بايد از آهو سريعتر بدود ، تا  گرسنه نماند .

مهم اين نيست كه تو شير باشي يا آهو ... ،

مهم اينست كه با طلوع آفتاب از خواب بر خيزي و براي زندگيت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دويدن كني ..

به خوبي پرسشم را پاسخ گفته بود ولي ميخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ،

كه چين از چروك پيشانيش باز كرد و با نگاهي به من اضافه كرد :

زلال باش ... ،‌      زلال باش .... ،

فرقي نميكند كه گودال كوچك آبي باشي ، يا درياي بيكران ،

زلال كه باشي ، آسمان در توست …!