فرجه در اتاق 206 با عکسهای رنگی

بازیگران:علیرضاوبهروز

با حضور افتخاری بن

نویسندگان:بهروز و علیرضا

تدوین:علیرضا و بهروز

ناظر کیفی:این دیگه بن

کارگردان:بهروز و علیرضا

تهیه کننده:علیرضا و بهروز

ادامه نوشته

تو هم دختر من رو مي پسندي !

مرد جوون : ببخشين آقا ، مي تونم بپرسم ساعت چنده ؟
پيرمرد : معلومه كه نه !
جوون : ولي چرا ؟ ! مثلا'' اگه ساعت رو به من بگي چي از دست ميدي ؟ !
پيرمرد : ممكنه ضرر كنم اگه ساعت رو به تو بگم !
جوون : ميشه بگي چطور همچين چيزي ممكنه ؟ !
ادامه نوشته

شیخ البیوشیمی

شیخ البیوشیمی ، آن عاشق مزه پرونی آن قاری جزوات گزنده ، آن گیرنده امتحانات کشنده ،آنکه مذاکره با او نبوده هیچ وقت سازنده ، آنکه همواره مخالف پیشنهادات ارائه شده  آن خداوندگار یک بام و دو هوا ، آن یکی به نعل زده و یکی به میخ روا ، کرامات دیگرش هم که سوا ، شیخ البیوشیمی < دکتر حلالخور > از اکابر تحقیق در بیوشیمی آن مدیر گروهک بیوشیمی آنکه بخواهد کلاس گذارد می گذارد بخواهد کلاس دیگران تعطیل کند میکند .
نقل است شیخ در آخرین کلاس های خود در حال تدریس آخرین مطالب برای کلاس می بود خود میگفت و شاگردان در عجب، کس چیزی از سخنان این شیخ در نیافت . مریدی بر شیخ وارد و پرسید : یا شیخ! شما که خود گویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی! فوت و فن این هنرمندی چیست تا ما هم بکار بندیم؟گفت مر مرید را :اگر خاموش باشی من تو را چیزی آموزم که از این محن باز رهی . مری  خاموش بود . شما که بیوشیمی نمی دانید نمی توانید هنرمند باشید، سختی دارد ، ممارست دارد ، مرارت و ناملایمت دارد، فقط همین را بدان که به آنکس که خنده ای کند صدادار برای مزه پرونی های من اورا گرامی دارم و برایش نمره ها در نظر تا درسی شود برای انان که نخندند !
و شیخ را گویند چگونه اینهمه ابهام در جزواتت جای می دهی ؟
شیخ گفت : «کار هر کس نیست مرد کهن!! گاو نر می خواهد و خرمن کوفتن!!» جمله جمع را وقت خوش گشت و بسیار گریستند و نعره ها زدند !!!
اورا از این دست حکایات بسیار است !!
 

تقدیم به ساحت مقدس حضرت ابا عبد الله الحسین

براتون چند آهنگ زیبا  مناسب با حال و هوای این ماه عزیز گذاشتم که امیدوارم لذت ببرید .از دستشون ندید (برای دانلود به ادامه مطلب رجوع کنید)

ادامه نوشته