شیخ تنبل
شخنا گفتن سوالات نیست کمی دشوار ! شیخ در جواب اینگونه گفت : دشوار !! سوال دیگه ولش کن !! گفتن عملی ندادیم عملی کی گیری ؟ بگفت : عملی !! ولش کن !!شیخنا گفتن این ترم چه با ما داری ؟ بگفت جنین ! بگفتن شما مرد باشید چگونه جنین دارید ؟! شیخ یه نگاهی بکرد و بدید مریدان همی دست اندازند وی را ! در جواب اینگونه گفت : در این دانشگاه با اینچنین آموزشی هرچی امکان دارد ! حتی ممکن بود انگل شما هم من باشم !
بار دیگر گفتن کلاس در کجا باشد ؟ پس بگفت همینجا در اتاقم ! شما آیید به اینجا ! من توان آمدن به کلاس ندارم !
شیخ را بگفتن در کجا توان شما را یافت ! بگفت :همینجا ! من در همین کلاس اسکان دارم نمی توان همی رفت و آمد ! شب را همینجا میمانم کلاس هم همینجا ! بگفتن به خانه سر نمیزنید ! بگفت بین دو ترم چرا ! جمله جمع را وقت خوش گشت و بسیار گریستند و نعره ها زدند !!!
شیخ را از این دست حکایات بسیار است !